تبليغاتX
بهنمیر بلاگ
بهنمیر بلاگ
نقدی بر عملکرد شورای شهر

       گشت و گذار و پرسجو از اهالی شهر و درخواست خوانندگان محترم وبلاگ مرا بر آن داشت تا نقد و بررسیی بر عملکرد شورای شهر داشته باشم، امیدوارم مورد توجه مخاطبین محترم و خوانندگان عزیز قرار گیرد.  

ترکیب فعلی شواری شهر بهنمیر به استثناء یک نفر، در دوره اول نیز حضور داشتند، واکنون بیش از هفت سال اعضاء فعلی در کنار هم مسئولیت رتق و فتق امور شهر بهنمیر را بر عهده دارند. طبعا یک فاصله زمانی بیش از هفت ساله برای قضاوت و بیان نظر پیرامون نحوه عملکرد افراد مناسب خواهد بود. بنابراین بررسی عملکرد شورا و نقد فعالیتهای آنان قطعا قضاوتی منصفانه است.

 اگر به شعارهای انتخاباتی این نفرات در دوره های قبل توجه نمائیم، بدرستی در خواهیم یافت که برخی با شعار اصلاحات و عباراتی چون تحقق اراده مردم و مشارکت آنان و برخی دیگر با حمایت از اقشار مردم در رسیدن به حقشان، و در کل رساندن مردم بهنمیر به آنچه که استحقاقشان را دارند، توانستند نظر مردم را بخودشان جلب نموده و بر این کرسی تکیه زنند. بنابراین اکنون خالی از لطف نیست که بدانیم اعضاء محترم شورا تا چه حد در عملی کردن شعارهایشان موفق بوده و در قبال این مردم چه کرده اند؟،

آیا توانستند شأن شخصیت این مردم را نمایندگی کنند؟ آیا در ارائه خدمات شهری به مردم تلاشی نموده اند؟ و آیا حضورشان برای مردم منشاء خیر و برکت و رضایت عموم را در بر داشته است؟ و نیز با توجه به جایگاه شهر و شرایط اقلیمی و وضعیت زندگی مردم و همچنین زمینه ها و توان بالقوه شهر و موقعیت منطقه ای آن، اعضاء محترم شورا توانستند رو به جلو حرکت کنند یا خیر؟ و بطور کلی در یک نگاه، مسند نشینان شورا باعث ارتقاء توسعه شهری و منزلت شهر بهنمیر شده اند یا خیر؟ و اگر پاسخ خیر است علت آن را در چه چیزی بابد جستجو کرد؟

و اصولا آیا می توان نتیجه گرفت که اینان باعث عقب ماندگی شهر و حتی جلوگیری از توسعه و پیشرفت و اعتبار شهر بهنمیر شدند؟ و نهایتا اینکه آیا در شأن و شخصیت آنان در راستای نمایندگی مردم باید علامت سئوال گذاشت؟.

اینها پرسشی است که برای عموم مطرح است و بررسی عملکرد شان پاسخ را روشن خواهد نمود و تحقیقا قضاوت شهروندان و نیز خوانندگان درستی یا نا درستی کردارشان را عیان می نماید.

سعی خواهم کرد موشکافانه تر به موضوع نگاه کنم لذا امیدوارم که خوانندگان محترم حوصله کنند.  

|+| نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه یکم آذر 1385 ساعت 14:47 |

معرفی چهره ها
 

     ازپنج نفر اعضاء شورای شهر بهنمیر که اکنون صاحب کرسی هستند، دو نفر از آنان از نام نویسی مجدد خودداری کردند و سه نفر دیگر بنامهای کریمیان، جهانی و تیرگر در دوره سوم ثبت نام نمودند که با چهره های جدید باید رقابت نمایند.

علاوه بر سه نفر ترکیب قبلی که نامشان برده شد پنج نفر میانسال، سه نفر چهره جوان و یک نفر زن نام نویسی نمودند. بنظر می رسد در این دوره ما شاهد رقابت فشرده ای میان آنان باشیم چرا که حضور برخی نامزدهای جدید با توجه به سابقه و خوشنامی شان نزد مردم موید این موضوع خواهد بود علاوه بر آن حضور خانم فرشته پوررضاقلی مزید برعلت شده و رقابت را جذاب تر خواهد کرد. حضور یک زن در رقابت انتخاباتی در شهری چون بهنمیر که تاکنون سابقه نداشته است با توجه به سیاسی بودن مردم بهنمیر از یک طرف و ظرفیت قابل توجه نیمه دوم رای دهندگان، یعنی زنان جامعه از نگاه دیگر تاکیدی بر این امراست و تحقیقا رقابت را هیجان انگیز خواهد نمود.

از طرفی چهرهایی چون: امرالدین جهانی، معلم و مدیر پرورشی اداره آموزش و پرورش بهنمیر ـ شعبانعلی جهانیان معروف به شعبان چریک با سابقه فرماندهی تیپ و مسئول آموزش نظامی گیلان و مازندران و سابقه مدیریتی درخشان ـ فرضعلی حبیب الهی معلم ورزشی در سطح شهر و رئیس دفتر دکتر روحی نماینده مردم در مجلس، علاوه بر فشرده کردن رقابت انتخاباتی و گرم کردن تنور انتخابات،  رعب و وحشت در دل سه نفر قبلی ایجاد نموده است بطوری که این امر را در رفتار شان می توان احساس نمود. ضمن اینکه این نکته را از اظهارات مردم شهر نیز می توان دریافت.

|+| نوشته شده توسط حسین در جمعه بیست و ششم آبان 1385 ساعت 12:37 |

ترکش موشک

     خبرها حاکی از آن است که برخلاف تصور در بررسی صلاحیتهای نامزدهای داوطلبی  انتخابات شورای شهر بهنمیر دو تن از نامزدها رد صلاحیت شدند یکی به دلیل فساد اخلاقی ودیگری به خاطر ربا خواری؟بظاهر امری ساده است اما وقتی نفردوم را که به اتهام رباخواری رد کردند نگاه کردم کله ام صوت کشید و به نشانه تعجب فقط یک ساعت سرپا خندیدم. می گویید چرا؟ ولی اول قول بدهید که آرامش خود را حفظ کنید. خبر: سردار شعبان جهانیان نامزد انتخاباتی شورای شهر بهنمیر رد صلاحیت شد. شعبا ن را شناختی دوست من چریک شهرمان معرفی ایشان انشاالله در پست دیگری ولی همین قدر بدان که این سردار با رتبه ۱۹ یعنی سرلشکری بکار خود در سپاه پایان داد.

واقعاعجیب است با دست خودمان مضحکه می شویم و اسباب اعتماد مردم را کم می کنیم . نظارت انتخابات دست چه کسانی است بابا آبرویمان رفت یکی بیاد این آبروریزی را جمع کنه بابا سرلشکر ربا خوار خجالت هم خوب چیزی والله جمع کنید کاسه کوسه تان را نمی گویید دولت کریمه احمدی نژاد زیر سئوال می رود آخه ناسلامتی این اولین انتخاباتی است که تو این دولت داره برگزار می شه.  

|+| نوشته شده توسط حسین در جمعه نوزدهم آبان 1385 ساعت 8:16 |

انتخابات در بهنمیر

       شهر بهنمیر در چهل کیلومتری مرکز استان و مابین چهار شهر بزرگ و مهم مازندران یعنی شهرهای بابلسرِ و بابل و قائمشهر و ساری و جویبار واقع شده است جمعیت بهنمیر بالغ بر چهل هزار نفر است. از اهمیت این شهر همین بس که در حاشیه دریای مازندران قرار داشته و دارای بهترین نوار ساحلی در سطح سه استان حاشیه دریا است.

بهنمیر دارای توان بالقوه ای است که می تواند در صورت هدایت درست و نگرش اقتصادی کلان و کشوری یکی از مهمترین و موثر ترین شهرهای مازندران در زمینه جذب توریسم گردد.

  از نکات گفتنی اینکه هوش سیاسی و درک بالای مردم در عرصه های سیاسی زبانزد سیاسیون استان است بطوری که در هر انتخاباتی با دقت و هوشیاری هرچه تمامتر نفرات مورد نظر را در قالب اکثریت انتخاب می نمایند و در سطح شهرستان انتخاب بهنمیریها معمولا تعیین کننده است.

انتخابات در بهنمیر همیشه پررنگ بوده است در انتخابات شوراها که دوره دوم آن در حال اتمام است مردم حضوری پر شور داشتند و اکنون در آستانه برگزاری انتخابات دوره سوم در حال کنکاش و انتخاب کاندیداهای برتر هستند.

 از نکات برجسته در انتخاب افراد برتر نزد مردم بهنمیر هوشیاری و مطالعه افراد از زمان ثبت نام تا قبل از شروع تبلیغات انتخاباتی نامزدها است. در واقع آرامردم در طول مدت برشمرده شده مشخص خواهد شد.

در این دوره از انتخابات شورا در بهنمیر ۱۲ نفر نام نویسی نمودند که بعید بنظر می رسد کسی از آنان رد صلاحیت شود. بنابراین ۱۲ نفر در این دوره با هم رقابت می کنند. و حدود شش هزار رای مردم محدوه شهر بهنمیر ۵ نفر برتر را در پایان روز ۲۴ آذر مشخص خواهد نمود.

|+| نوشته شده توسط حسین در یکشنبه چهاردهم آبان 1385 ساعت 20:29 |

انتخابات شوراها

    شوراها در کشورهای جهان اول بدلیل ساختار دمکراتیک آن کشورها و نقشی که شوراها در حل و فصل مسایل مردم دارند دارای اهمیت بسیاری هستند . این امر در کشورهای جهان سوم دوگانه اند یا اهمیتی ندارند و یا کم اهمیتند.

ایران که یک کشور جهان سومی بشمار می رود از این قاعده مستثنا نیست واز آنجایی که مراحل گذر و روندی دمکراتیک را در حال تجربه است چند سالی است که موضوع شورا را در دستور کار خود قرار داده است .

    طی سالهای قبل از انقلاب ودر زمان حکومت آریامهری شواراها با سبک و سیاق حاکم برجامعه آن روز ایران یعنی فئودالی اداره می شد بدینصورت که در سطح شهر وروستا خانه های انصاف در مسایل مردم مداخله نموده و نظر ارباب را اعمال می کردند. با تغییر حکومت و نگرش اندیشه های حاکم برجامعه ایران و خواست مردم مبنی بر اعمال حاکمیت مردم بر خود بنا به ضرورت موضوع شوراهای اسلامی بعنوان یکی از اصول قانون اساسی ایران برسمیت شناخته شد اما به هر دلیلی این مهم تا حدود ۲۰ سال پس از انقلاب معطل ماند و اجرا نگردید . 

    با گذشت زمان و افزایش میزان نارضایتی مردم عنان اختیار بدست رئیس جمهور مردمی و اصلاح طلب قرار گرفت و ایشان توانست اصل مسکوت مانده شورای اسلامی را با برگزاری انتخابات به مرحله اجرا در آورد. از آن زمان تاکنون هشت سال می گذرد و تا کنون دو دوره از انتخابات برگزار گردید .

    ۲۴ آذر سومین دوره انتخابات شوراها در سراسر کشور برگزار می گردد. شوراها از آن جهت قابل اهمیت اند که موضوع کارشان غیر سیاسی است و اهداف خدمت به مردم و توسعه شهر یا روستا در درجه اهمیت کار وکانون تفکرات افراد شورا را در بر می گیرد .

در پست بعدی به موضوع شورا در سطح شهر بهنمیر پرداخته و کاندیداها و وضعیت آنان را بررسی خواهم نمود.           

|+| نوشته شده توسط حسین در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 23:6 |

دوباره سلام

با عرض پوزش از خوانندگان محترم مدتی بدلیل موجه حضور نداشتم .

امروز با برطرف شدن مشکلات خدمت رسیدم که با دوستان بگویم و بشنوم. سعی خواهم کرد در

 آستانه انتخابات در جهت تنویر افکار به موضوع اختصاصی انتخابات شوراهای اسلامی بپردازم .

|+| نوشته شده توسط حسین در شنبه ششم آبان 1385 ساعت 11:20 |

درسی از دانشگاه

       اولین جلسه درس نظریه های جامعه شناسی تو دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه مازندران، استاد سر جلسه درس اولین مطلبی را که اشاره کرده بود و از ما خواست تا به آن توجه داشته باشیم چنین بود. شما امروز وارد دانشگاه شدید و چهار سال بعد از آن خارج می شوید. امروز با یک نگرش و اندیشه ناشی از بطن جامعه به اینجا آمدید و پس از گذشت چهار سال با ریختن تصورات ذهنی خود که قبلا به همراه داشتید از اینجا می روید. هر آنچه را که می پندارید درست و مطابق با اصل اسلام است را خرافات خواهید دید و به آن می خندید.

این گفته استاد با واکنش دانشجویان روبرو شد و به استاد اعتراض کردیم که این چه حرفی است شما هم ظاهرا از فرنگ برگشتید و افکار و اندیشه التقاطی دارید و از او خواستیم که حرفش را پس بگیرد.     آن روز به گفته استاد توجهی نکرده و به آن اهمیتی ندادیم، اما رفته رفته با شناخت بیشتر از استاد که اتفاقا از اساتید برجسته و متدین دانشگاه هستند و با مطالعه علوم دانشگاهی و تعامل و بررسی شرایط و انطباق آن با حوادث و اتفاقات و مسائل جامعه زود دریافتیم که استاد سخن بیراهه نگفته است.

|+| نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه سوم خرداد 1385 ساعت 17:22 |

قاطی پاطی

       نامه احمدی نژاد به جورج بوش را در اخبار ۲۱ به دقت گوش دادم اما هیچی دستگیرم نشد برای اینکه متوجه بشم چی شد اخبار ۳۰/۲۲ را دنبال کردم و اینبار دقتم را بیشتر کردم، راست حسینی چیزی نفهمیدم. متوجه نشدم که رئیس جمهور مان از رئیس جمهور امریکا چی می خواست.

بنظر شما آقای رئیس جمهور چی می خواست بگه، از محتویات نامه اینگونه بر می آید برای پرزیدنت  بوش درس اخلاق گذاشت . من از این جهت می گویم که هیچی نفهمیدم که رابطه بین پند و اندرز اخلاقی را با ریاست جمهوری درک نکردم . فکر می کنم آقای احمدی نژاد جو گیر شد. خاتمی کجایی که یادت بخیر ببین چه بروز ما آوردی .


        در اخبار داشتیم که کشور برزیل به سوخت هسته ای دست پیدا کرد. در مجامع سیاسی جهان آب از آب تکان نخورد و کسی به برزیل بابت دست یابی به این مهم گیر نداد. راستی چرا ؟ فرق ما با اون کشور چیه؟ شاید آنها در خاورمیانه نیستند و کاری به کار اسرائیل و امریکا ندارند. تفاوت در چیست ؟ کسی می تونه جواب بده


       اول خوش بحال زنهای جامعه ایران شد بعدش هم بد بحال آنها!! آقای رئیس جمهور چند وقت پیش پایش را کرد تو یه کفش و دستور داد که از این پس زنها می توانند برای تماشای دیدارهای مهم ورزشی (بخوان فوتبال) به استادیومها بروند. بعدش هم فریادها بلند شد که این دستور مقایر دستورات اسلام است و باز بعدش هم رئیس جمهور گفت که حرف همان است که گفتم و دستور پس گرفته نمی شود اما بعدش تو روزنامه ها خوندم که دستور ایشان غیر قابل اجراست و به بایگانی سپرده شد. فکر کنم احمدی نژاد هنوز نتونسته خودش را جمع و جور کنه، اینکه کار سختی نبود ایشان بشینه و یکی دو تا بکنه و سبک سنگین بکنه و از خودش بپرسه که چرا خاتمی که دنیای شعار نو و اصلاح طلبانه بود جرات نداشت آزادی زنان را حداقل در این بخش تضمین کنه و دستورش را بده که بانوان بروند به ورزشگاهها. گمانم آقای احمدی نژاد یادش رفته که یک اصول گراست و دوست داره که در دور بعد رکورد آقای خاتمی را بشکنه و بیش از ۲۲ میلیون رای بیاره که بعله ما اولیم و محبوبتر اما مگه به همین سادگی هاست.

ضمنا باید اعتراف کنم که من اصلا به این اقا علاقه ای نداشتم اما اگه همین طوری پیش بره و دستورات فوق مدرن بده خدا را چه دیدی شاید علاقه ما را هم به خودش جلب کرد.  

|+| نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 ساعت 1:5 |

استقلا قهرمان
 

قهرمانی تیم محبوبم استقلال را به

 

 خودم و شما تبریک می گویم

 

تا بحال این همه استقلالی دیده بودی

 

      این قهرمانی یه چیز دیگه بود و خیلی به من چسبید. چند سالی بود که نمی گذاشتند استقلال قهرمان بشه، خوب وقتی که همه جمع بشن و نزارن تو به موفقیت برسی و تو با اقتدار بتونی تمام سدها را یکی پس از دیگری بشکنی و به آنچه که می خوای برسی طبیعیه که لذت پیروزیت چند برابر بشه.

اولش گفتند که فوتبال ما دو قطبیه و شروع کردند با روشهای مختلف به تضعیف پرسپولیس و استقلال، که به زعم خودشان این فضا را بشکنند و هواداران را تقسیم کنند و مشکلات را حل کنند. طی دوسال سپاهان و سپس فولاد را قهرمان کردند. 

 

چه باشکوه

 

تو این بازار بی عدالتی اینبار تیم پلیس کشور (پاس) از روش پلیس اش استفاده کرد و قدرتش را برخ کشید. با تهدید و ارعاب و تطمیع از تیمهای دیگه امتیاز گرفت و سال قبل بعنوان اولی دست یافت و امسال هم در حال تکرار آن بود (باخت ۷-ا فولاد و آخرین بازی اش با صبا و... ) که اینبار با یکپارچگی هواداران تیم استقلال مواجه شد و با افشاگری استقلالی ها و نمایش فوق العاده بازیکنان استقلال جواب دندانشکنی را دریافت کردند.

از طرفی کنار کشیدن استقلال از جام حذفی پاسخی دیگر به پاسیهاست چرا که اگر استقلال که در اوج آمادگی است بازیهای حذفی را ادامه می داد، امید اول کسب عنوان قهرمانی جام حذفی بود و تحقیقا اگر این اتفاق می افتاد در آنصورت تیم دوم  لیگ اتوماتیک وار به مسابقات آسیایی راه پیدا می کرد. حال با کنار کشیدن استقلال اگر چه تیم محبوبم یک جام را در اوج آمادگی از کف داد ولی در عوض رضایت انبوه هوادار را جلب کرد و گوشمال حسابی به ضایع کنندگان حق دیگران داد و در نهایت راه را برای قهرمانی قطب دیگر فوتبال ایران هموار نمود که امیدوارم آنان بتوانند از این فرصت پیش آمده نهایت بهره را ببرند

بهرحال ناعدالتی در کشور ما موج می زند و ورزش هم از این امر مستثنا نیست و من آرزو می کنم که این سم مهلک روزی از کشور ما رخت بربندد و حق بحقدار برسد بدون اینکه کسی فکر آن را بکند که بخواهد آن حق را از او بگیرد.

 

رضای آقای گل

ما که رفتیم آسیا پرسپولیس با ما بیا 

|+| نوشته شده توسط حسین در جمعه هشتم اردیبهشت 1385 ساعت 10:8 |

مخوان آواز ...

      با کسب اجازه از الپر سروده ای که نمی دانم از کیست تنها بجهت اینکه بازگو کننده واقعیتی تلخ است و بیانگر دردهای مشترکمان  در اینجا می گذارم. من بارها و بارها این شعر رو خوندم فکر کردم احساسی را که به من داده برایتان بنویسم پس شعر را بخوانید:

مخوان آواز،اي دختر!
صداي نغمه مستانه‌ات را در گلو بشكن
پسر، آواز عشق‌انگيز را بس كن
سرود لحظه‌هاي كاميابي را به دور افكن


***
تو اي دختر كه شور نغمه از لبهات لبريز است
براي نغمه‌هايت فكر ديگر كن
تواي مرد جوان كز كام‌ها در سينه‌ات بانگي طرب‌خير است
سرود قرن را سر كن

***
بخوان آواز،اما همراه بانگ دلاويزت
به گوش ما رسان شب‌ناله‌هاي بينوايان را
صداي دردمندان بلاكش را
نواي مبتلايان را

***
مخوان آواز عشق‌انگيز اي دختر
اگر آواز مي‌خواني
بخوان آواز دردانگيز آن مرد نگونبختي-
كه شب بادست خالي مي كند آهنگ كاشانه
و با شرمي غم آلوده-
بجاي نان بپاي كودكانش اشك مي‌ريزد
و غمگين كودكان او-
به گردش در تضرع چون كبوترهاي بي‌دانه

***
تواي دختر! براي نغمه ي خود فكر ديگر كن
سرود قرن را سر كن
سرود مادري تنها كه دور از روي فرزند است
سرود مرد بي‌آرام زنداني-
گه با اميد ديدار زن و فرزند، در بند است


***
سرود سرنوشت كودك بي‌مادري تنها
كه شب با ديدگان اشك پالا مي‌رود در خواب
سرود بينوا طفلي
كه باشد خنده‌اش بي‌رنگ
دل بي‌مادرش بي‌تاب

***
اگر آواز مي‌خواني
بخوان ‌آواز درد آلوده پيران غمگين را
كه در پيري تهي دست‌اند
نفس‌هاشان توانا نيست
غروب زندگي در چشمشان پيداست
گه و بيگاه بغضي در گلو دارند
كوير زندگي در زير پا و كوله‌بار غصه‌ها بر دوش
و مرگ خويش را هر لحظه صد بار آرزو دارند

***
اگر آواز مي‌خواني
سرود دختري بي‌عشق را برخوان
كه در جانش گل عشقي شكوفا نيست
دلي دارد ولي در چشم اين و آن دل‌آرا نيست
نگاه گرم و دلبندي كه جانش را برافروزد
به زير آسمان‌ها نيست

***
پسر، آواز را بس كن
اگر آواز مي‌خواني
بخوان آواز آن بيمار بي‌كس را
كه چشم بي‌فروغ خويش را با انتظاري تلخ
به راه دوستي ناديده مي‌دوزد
و از تك‌ضربه‌هاي پاي هر عابر
به اميد عيادت‌ها
لبان نيم‌رنگش مي‌شود خندان
به شوق آنكه با ديدار، شمعي در دل تنگش برافروزد
ولي جنبنده‌اي از حال آن بيمار آگه نيست
به غربت تلخ مي‌ميرد
و مرغ جان او از تنگناي شهر تنهائي
به سوي كبريا پرواز مي‌گيرد

***
اگر آواز ميخواني
بخوان آواز غمگين يتيمان را
كه همچون طوطي بي نغمه خاموشند
و بر سر هايشان چتر محبت سايه افكن نيست
بدلها راهشان بسته است

***
اگر آواز مي‌خواني
بخوان آواز آن مادر كه از قهر تهيدستي
يگانه كودكش را بر سر راهي، رها كرده است
و با چشمان اشك آلود
سر، سوي خدا كرده است
و با جاني كه بي‌تاب است
براي عزت و اقبال فرزندش دعا كرده است
و با غم‌هاي رنگارنگ
سوي خانه مي‌پويد
به هر گامي نگاهي سوي طفلش مي‌كند غمناك
و زير لب همي‌گويد:
خدايا، مادري غمگين و تنها، كودكش تنهاست
دلم را بر غمي سنگين شكيبا كن
ومين و آسمانت را بگو با كودكي تنها مدارا كن

***
تو اي دختر، ‌سرود قرن را سر كن:
سرود تلخ آن قومي
كه شهر و خانه‌شان در زير پاي تانك مي‌لرزد
و در مرگ جوان‌هاشان ز خشم و غصه لبريزند
و فرزندانشان چون برگ‌هاي زرد پائيزي
ز رگبار مسلسل‌هاي دشمن، بي‌گنه بر خاك مي‌ريزند


***
سرود مادري ترسان
كه شب هنگام از فرياد بمبي مي‌شود بي‌خواب
سرود كشته‌اي در عرصه پيكار
كه مي‌پوشد كفن بر پيكر او نيمه‌شب مهتاب

***
تو اي دختر كه شور نغمه از لبهات لبريز است
براي نغمه‌هايت فكر ديگر كن
تو اي مرد جوان كز كام‌ها در سينه‌ات بانگي طرب‌خيز است
سرود قرن را سر كن

|+| نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 ساعت 22:19 |

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">