تبليغاتX
بهنمیر بلاگ
بهنمیر بلاگ
عاقبت یک دیکتاتور !!!

جیک جیک مستونت بود ...         یاد زمستونت بود ؟؟؟

      برای پند آیندگان

|+| نوشته شده توسط حسین در دوشنبه سی ام آبان 1384 ساعت 2:38 |

 

پوزش از دوستان :

 

طی چند روز اخیر دوستان خوب و بسیارعزیزمن؛ شاهد تغییرنام وشکل و قالب این

­­­­­­

وبلاگ بودند .

 

اندک زمانی است که با  پیشنهاد دوستان، ایجاد این وبلاگ به ذهنم آمد وپس از مطالعه ای

 

کوتاه به این نتیجه رسیدم که تراوشات ذهنم را در محیطی که هنرمندان بس بزرگ عالم

 

برایمان به ارمغان آوردند بروز دهم و به نوعی در این تباذل نظر مجازی سهیم باشم، پس

 

با زمستان شروع  کردم و در مسیر راه احساس نمودم برای برقراری ارتباط نیاز به

 

معرفی بهتر است ، نام وبلاگ را تغییر دادم وبا نام شهرم " بهنمیر" به دیدار دوستان آمدم.

 

 

هدف ما جلب رضایت دوستان است و در این بین حداکثر سعی خود را خواهم نمود تا دوستان

 

عزیزم از بودن ما خشنود باشند و برای بهتر بودن دست تک تک دوستان را می فشارم ومایلم

 

از نقطه نظرات و راهنمایی های شما خوبان در جهت هرچه بهتر شدن بهره مند شوم .

                  

                                                  وجودتان سرفراز  

|+| نوشته شده توسط حسین در دوشنبه سی ام آبان 1384 ساعت 2:5 |

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

        هر کسی نغمه خود خواندوازصحنه رود

             صحنه پیوسته بجاست 

                  خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد   

      سخن از زندگی است٬ از امید٬ از عشق به ماندن٬ به زیستن٬ به آینده نگریستن٬ به لذت بردن٬ به در کنار هم و با هم بودن و سخن از دوست داشتن است .

اساساً این پرسش جلوی چشم ماست که بودن برای چه؟         

بدیهی است که باید زندگی کنیم تا هنر خویش عیان نمائیم . چون انسانیم و دارای کمالات٬ و با ادراک و تخیلات قوی .

هدف خلقت چنین حکم می کند که احسن الخالقین باشیم٬ این اقتضای طبیعت است که ما زیستنی برتر داشته باشیم .

حال که چنین است چرا از بودن بهره نبریم و در حسرت فایده نبردن از دنیا باشیم .دنیا برای انسان پدید آمد و انسان برای زیستن  و زیستن ...

...و زیستن برای نمایش شعور والای انسان و هنر گرانبهای دستانش . طبیعی است نمایش حرکات و سکنات باید مخاطب داشته باشد تا از آن لذت ببرند .

تاکنون چنین بوده است که گذشتگان کاشتند و ما درو کردیم و طبیعی است که ما بکاریم و آیندگان درو کنند و این زنجیره حیات پیوسته ادامه دارد و هر کس به سهم خویش٬ کم و بیش از آن بهره خواهد برد. در این بین هنرمندتر بود٬ بهره مندتر! 

باید تلاش کرد و از عمر گرانبهای خود درجهت خوب زیستن بهره برداری نمائیم و در بین مخاطبین هنر خویش نامی نیک بجا بگذاریم . این تحقق پیدا نخواهد کرد مگر با عشق و دوست داشتن همنفسان٬ زیرا:

                   خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد                تاروزی دیگر بدرود . 

|+| نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384 ساعت 23:36 |

ورزش:

 

       دیدارتیم ملی فوتبال ایران در رقابتهای چهارجانبه تهران که طی دوره های گذشته با عنوان جام ال جی برگزار می گردید این بار به دلیل مسایل سیاسی و مشکلات با دولت کره جنوبی که بر ما پوشیده است، با حمایتهای شرکت وطنی ایرانول برگزار گردید.

 

      بنظر می رسد علت مخالفت با برگزاری این دوره از مسابقات که با نام شرکت کره ای کلید خورد و در ادامه با مشکل مواجه شد، مخالفت دولت کره با مسایل هسته ای ایران باشد.

     صرفنظر از چگونگی روابط بین دو کشور، به اعتقاد بنده سیاست زدگی در امر ورزش صورت چندان مطلوبی ندارد، چرا که سیاست تابع شرایط خاص خودش است و بقول سیاسیون٬ سیاست موضوع روزانه است اما ورزش بیش از این که سیاسی باشد تاثیر عمیق اجتماعی از خود برجا   می گذارد.

      کافی است میزان محبوبیت ورزشکاران و نیز حمایتهای مردم را در امر ورزش در مقابل سیاستمداران مقایسه کنیم، تحقیقاً پی به اجتماعی بودن مقوله ورزش خواهیم برد. درثانی اینکه یک رقابت ورزشی که در تقویم سالانه فیفا بانام برگزار کننده اش گنجانده شده است و یک نوع قرارداد   بین المللی محسوب می شود، با تغییر نام مواجه شود ، بدون اینکه در این تغییر٬ هماهنگی لازم صورت پذیرفته باشد نمی تواند کار مناسبی باشد. 

    بیاد نداریم چنین امری در دنیا اتفاق افتاده باشد . امید است دست اندرکاران امر ورزش قبل از اینکه کاری را صورت دهند به سود و زیان آن فکرکرده و سعی کنند فواید امر را بیشتر در نظر بگیرند.
|+| نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 ساعت 18:46 |

مختصری از بهنمیر

بهنمیر بخشی است از شهرستان بابلسر٬ سرزمینی زرخیز بامردمانی سخت کوش و پرمهر. دارای موقعیت جغرافیایی مناسب و ممتاز٬ قسمتی از خطه سرسبز مازندران که در بخش مرکزی و نوار ساحلی دریای مازندران چون نگینی می درخشد . شهر بهنمیر در میان پنج شهر بزرگ و با اهمیت استان قرارداشته که موقعیت منحصر به فردی محسوب می گردد.

این شهر ازشمال متصل به دریا است و ازجنوب به شهرستان بابل منتهی می شود که حد فاصل آن ۱۵ کیلومتر است ٬ و در طرف غرب٬ شهرستان بابلسر با فاصله ۱۱ کیلومتری قرار دارد و از شرق در ۵۰ کیلومتری شهرستان ساری٬ مرکز استان مازندران و شهرستان جویبار با حد فاصل ۱۰ کیلومتر و نیز در ۱۲ کیلومتری شهر کیاکلا قرار گرفته است.

نام بهنمیر در قدیم  "بند امیر" بود و در فرهنگ دهخدا از آن با نام "بانصرکلا" یاد شده است. جمعیت این شهر بیش از ۳۰ هزار نفر است که اغلب ترکیبی بومی دارد .

|+| نوشته شده توسط حسین در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384 ساعت 20:42 |

     معرفی: با سلام به خوانندگان محترم٬ از امروز به جمع وبلاگنویسان عزیز ملحق شدم و تصمیم دارم با زمستان برایتان بنویسم . امیدوارم که بتوانم رضایت اندک خوانندگان خود را جلب کنم . 

    زمستان آمد تا در دل سردی اش ٬گرمابخش وجودتان باشد . من از خطه مازندرانم ٬ ازشهری درمیانه جلگه سرسبز طبرستان . مردم مازندران را به صفا و صمیمیتش٬ به سادگی و صداقتش و از همه برجسته تر به مهمان نوازی اش میشناسند. پس سعی میکنم چنین باشم . من به نوبه خود سعی خواهم کرد تا قطره ای از دریا شوم و در فضای فرهنگی کشورم نقش ایفا کنم ٬ هر چند بسیار ناچیز .

تا روزی دیگر...       شادکام باشید.        

|+| نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه هجدهم آبان 1384 ساعت 20:33 |

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">